به جز کلیههایش چیزی برای فروش نمانده!
روزگاری پدرها شرمنده زن و بچه بودند به خاطر نان؛ نانی که سر سفره نمیآمد یا اگر میآمد، کم بود و کافی نبود. این روزها اما غم دیگری هم به غم نان اضافه شده است؛ غم جان و سلامتی عزیزان.
برای یک پدر، هیچ رنجی بالاتر از این نیست که درد کشیدن فرزندش را ببیند و نتواند کاری برایش انجام دهد.
امیرحسین مدتی است از سردردهای شدید رنج میبرد. سردردهایی که بیشتر صبحها سراغش میآیند، گاهی ساعتها ادامه پیدا میکنند و با مسکن هم آرام نمیشوند. چند بار آنقدر حالش بد شده که از حال رفته و زمین خورده است. پزشکان پس از معاینه، احتمال وجود تومور مغزی را مطرح کردهاند و انجام آزمایشها و بررسیهای تخصصی را ضروری میدانند.
پدر امیرحسین اما توان تأمین هزینههای آزمایش های دقیق تشخیصی را ندارد. او برای انجام آزمایش ها و درمان های پیش از این پسرش، هر چه داشته فروخته است. سالها کار کرده تا شرمنده زن و فرزندش نباشد، اما حالا در برابر بیماری پسرش احساس ناتوانی میکند. آنقدر که گاهی با خود فکر میکند دیگر چه چیزی برای فروش باقی مانده است؛ وقتی وسایل خانه یکییکی فروخته شدهاند و دستش به هیچ جا بند نیست ، به فکر فروش کلیه اش می افتد .
امیرحسین به این آزمایشها نیاز دارد تا هر چه زودتر علت بیماریاش مشخص شود و در صورت نیاز، درمان آغاز گردد. تأخیر در تشخیص، میتواند فرصتهای ارزشمند درمان را از او بگیرد.
برای انجام آزمایشها و مراحل اولیه تشخیص بیماری امیرحسین، به ۵۰ میلیون تومان نیاز است؛ مبلغی که پرداخت آن برای این پدر با شغل کم درآمدش سخت است .
شاید امروز، حمایت شما همان امیدی باشد که این پدر درمانده برای نجات فرزندش به آن دل بسته است.





اخبار مهرآفرین
از دریچه علم
مهر تیوی
انتشارات مهرآفرین
امداد و آبادانی
مهر و آسایش
پنجشنبههای مهرورزی
نمی گذاریم خاموش شوند
فرشته باش
حامی شو
کمکم کن
یک آجر
کمک نقدی
کمک غیر نقدی
حضور داوطلبانه
شماره حساب ها
شعب مهرآفرین
مراکز مهرآفرین
اطلاعات تماس
فرصت های شغلی
