کمک کنیم چشمهای دخترک عشایر دنیا را بهتر ببیند
آسمان آبی لاجوردیست، خورشید مهربان میتابد و باد بهاری صدها قاصدک سفید را بر فراز چادر عشایری به رقص درمیآورد. دلارام به هوا میپرد، یکی از قاصدکها را میگیرد وکف دستش میگذارد. چشمهایش را میبندد و آرزو میکند. مادربزرگش به او گفته بود قاصدکها خبرهای خوب میآورند و اگر یکی از آنها را بگیری میتوانی آرزویت را بگویی تا خبر خوبش را برایت بیاورد.
دلارم به همراه مادر، خواهر و برادرهایش توی چادری که در دامنه کوهی در اهواز قرار دارد زندگی میکنند. آنها تا سه سال پیش عشایر بودند و کوچ میکردند تا اینکه پدر دلارام بیمار شد و دیگر نتوانستند به ییلاق برود. گوسفندها را به صاحبشان برگرداندند و چون پولی برای ساخت خانه یا رهن آن نداشتند در چادرشان ماندند. پدر دلارام 68 سال دارد و ثریا مادرش که همسر سوم اوست، متولد 1371 است. پیرمرد که از دو همسر قبلیاش بچهای نداشت طلاقشان داده.
کوه و محل زندگی دلارام در فصل بهار بسیار زیبا میشود. گلهای رنگارنگ در دامنه میرویند و عطر خوششان دشت را پر میکند، پرندگان آواز میخوانند و رنگین کمان زیبا از پس باران بهاری نمایان میشود دلارام اما هیچ کدام را نمیتواند خوب ببیند. او به نوعی بیماری چشمی مبتلاست. این بیماری از سن خیلی کم با او بوده اما چون به دکتر مراجعه نکرده ضمن افتادگی شدید پلک - پلک بالا تقریبا روی پلک پایین خوابیده، در دید هم مشکل ایجاد کرده. او همچنین تنبلی شدید چشم هم دارد.
دلارام به قاصدکها گفته آروز دارد چشم هایش را عمل کند چون با آن ظاهر و آن پلک ها خجالت میکشد به مدرسه برود یا با بچههای ده بازی کند. دید کم او باعث میشود مدام زمین بخورد و شرمگین شود.
برای درمان چشمهای دلارام به ۵۰ میلیون تومان نیاز است. شاید مهربانی شما همان خبر خوشی باشد که او این روزها از قاصدکها انتظارش را میکشد.





اخبار مهرآفرین
از دریچه علم
مهر تیوی
انتشارات مهرآفرین
امداد و آبادانی
مهر و آسایش
پنجشنبههای مهرورزی
نمی گذاریم خاموش شوند
فرشته باش
حامی شو
کمکم کن
یک آجر
کمک نقدی
کمک غیر نقدی
حضور داوطلبانه
شماره حساب ها
شعب مهرآفرین
مراکز مهرآفرین
اطلاعات تماس
فرصت های شغلی
