نوید و دو برادرش سالهاست در خانههای مهرآفرین زندگی میکنند...
یک کلیک، یک امید… کمپینهای در انتظار حمایت را ببینید و قدمی در مسیر مهربانی بردارید. گاهی کمک شما، همه دنیای یک نفر میشود
اشکان مدتها انتظار کشید تا مهد کودک و خانه مهر پانتهآ آماده شود...
مریم هر وقت از مهرآفرین حرف میزند، یک کلمه را با لبخند تکرار میکند...
عطا هنوز هم گاهی بیشتر از آنچه نیاز دارد غذا میخورد نه از سر اشتها…
فرزاد فقط سه سال داشت که شاهد صحنهای شد که هیچ کودکی نباید آن را ببیند؛ قتل مادرش به دست پدر...
روزی که مادر آرمین را مقابل چشمانش دستبند زدند و بردند، دنیا روی سرش خراب شد...
در یکی از خانههای مهرآفرین، میان درختان بلند اقاقیا، دختری زندگی میکند...