اجازه ندهیم نورا دوباره آزار ببیند
روزی که مددکار مهرآفرین وارد آن خانه شد، آرزو کرد کاش چشمهایش اشتباه دیده باشند.
دختر بچهای چهار ساله، با بدنی پوشیده از قارچهای پوستی، زخمی عفونی روی پا و موهایی که ماهها شانه و آب ندیده بود، گوشهای از خانه نشسته بود. نورا آنقدر در میان بیتوجهی بزرگ شده بود که حتی دردهایش هم انگار برای کسی اهمیتی نداشت.
اما دردناکتر از همه، زخمهایی بود که روی بدن و دهان کودک دیده میشد. پزشکان بعد از معاینه گفتند این کودک مدتها در معرض آسیبهای جدی قرار داشته و باید هرچه زودتر تحت درمان قرار بگیرد.
پدر و مادر نورا هر دو گرفتار اعتیاد شدید بودند. خانهشان سالها محل رفتوآمد افراد مختلف و محیطی ناامن برای یک کودک بود. شدت آشفتگی زندگی آنها به اندازهای بود که نورا عملاً بدون مراقبت و حمایت بزرگ میشد.
مددکاران مهرآفرین، نورا را بلافاصله در بیمارستان بستری کردند. نزدیک به دو ماه طول کشید تا عفونتها کنترل شود و حال عمومی او کمی بهتر شود.
اما سؤال اصلی تازه از آن روزها شروع شد.
نورا بعد از ترخیص، کجا باید زندگی میکرد؟
بازگشت به آن خانه، یعنی بازگشت به همان چرخه آسیب.
در میان نزدیکان نورا، تنها کسی که با تمام وجود برای نجات او پیش قدم شد، عمهاش بود؛ زنی ساده، کمسواد و بسیار کمبضاعت که با وجود همه سختیهای زندگی، بدون هیچ تردیدی پذیرفت سرپرستی نورا را بر عهده بگیرد.
از همان روز، عمه نورا همکاری صمیمانهای با مددکاران مهرآفرین آغاز کرد. او همه توصیههای درمانی و تربیتی را پذیرفت و با وجود تنگدستی، تلاش میکند محیطی امن و آرام برای این کودک فراهم کند.
تنها نگرانی او، از دست دادن همان خانه کوچک است.
صاحبخانه برای تمدید قرارداد، ۸۰ میلیون تومان ودیعه درخواست کرده و اگر این مبلغ فراهم نشود، عمه دیگر توان نگهداری از نورا را نخواهد داشت.
نورا برای رسیدن به آرامش، راهی طولانی را پشت سر گذاشته است.
کمک شما میتواند کاری کند که این کودک، بعد از تحمل آن همه رنج، این بار طعم امنیت و زندگی را در خانهای امن تجربه کند.





اخبار مهرآفرین
از دریچه علم
مهر تیوی
انتشارات مهرآفرین
امداد و آبادانی
مهر و آسایش
پنجشنبههای مهرورزی
نمی گذاریم خاموش شوند
فرشته باش
حامی شو
کمکم کن
یک آجر
کمک نقدی
کمک غیر نقدی
حضور داوطلبانه
شماره حساب ها
شعب مهرآفرین
مراکز مهرآفرین
اطلاعات تماس
فرصت های شغلی
